تبليغاتX
کیمیا

تقدیم به تو

تقديم به اميد زندگاني ام، تقديم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقديم به اشکهاي سوزان روي کوه گونه هايت، تقديم به خنده هاي دلنشينت و نگاه هاي پنهانت .

تقديم به تو اي خيال من.........

اي آسمان قلبم و اي سرچشمه ي الهام من.........

تقديم به تو اي محبوب ترين قلبم.......

تقديم به تو که يادت از فکر من، عشقت در قلب من و نگاهت هميشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانيت هميشه در وجودم جاريست.

ميداني که طاقت دوري از تو را ندارم ولي جدايي با تو را دوست دارم.

مي داني چرا؟

چون با اينکه جدايي از تو بسي برايم دشوار  است ولي در عين حال دلپذير هم هست، زيرا به خاطر تو دلتنگي به سراغم مي آيد.

پس بدان که دل تنگي ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداري.

بنابراين:

هر که مي خواهد من و تو ما نشويم مرگش باد و خانه اش ويران.

اي عشق من ، اي عزيزترينم:

چه خوب شد که به دنيا آمدي و چه خوب شد که دنياي من  شدي .

 پس:    

براي من بمان و بدان که هيچ چيز با ارزشتر از عشق نيست و بزرگترين ويژگي عشق بخشايش است.

بنابراين:

قلبم را که لبريز از عشق است به تو تقديم مي کنم و سوگند مي خورم که تا ابد :

عاشقانه دوستت بدارم......


 

نوشته شده توسط کیمیا در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 15:46 موضوع | لینک ثابت


زیباترین

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود.

زيبــــــاترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود.

زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود.

زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود.

زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود.

زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود .

زيباترين تنهاييم گريه براي توبود .

با تو متولد شدم

سحرگاهان همراه با طلوع خورشيد

با عشق تو متولد مي شوم

تا شامگاه از نبودنت مي سوزم و مي سازم

اگر باشي از وجودت جان مي گيرم

و با نفست زندگي مي کنم

و با خنده ات آرزوهايم را به فراموشي مي سپارم

به اندازه تمام ستاره هاي اسمان دوستت دارم

همان ستاره هايي که شبهاي خلوتم را نظاره گر بودند

ودر اخر اي آفتاب زيباي شرق

 از اين انتظار سرد خسته شدم

دريابم دریابم دریابم

بهترینم.


 

نوشته شده توسط کیمیا در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 15:42 موضوع | لینک ثابت


به خاطر تو


بگذار در زير باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برايم از آرزوهايت ترانه بسرائي.......


بگذار به قداست عشقمان کوچک شوم وقتي با تو به پرواز شاپرکهاي کنار برکه ميخنديم.......


بگدار شبها رو به ستاره ها خاطرات شيرينمان را شماره کنم......


بگذار هميشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاک باشي.......


بگذار نگاه مان نه به هوس که به عشق .....آنهم عشقي آسماني در هم گره بخورد......


  بگذار دلم براي تو باشد........


         بگذار دلت.......حالم را بپرسد.......


                     بگذار قلبم براي تو بتپد...........


بگذار آرزوهايم با تو باشد......براي تو......به خاطر تو...........


بگذار خيال کنم دوستم داري و از اين خيال شبها با سپيدي روز با ستاره ها باشم........


 

نوشته شده توسط کیمیا در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 15:40 موضوع | لینک ثابت


امتحان عشق

 

امتحان عشق

 

در جلسه امتحان عشق من ماندم و

 

یک برگه سفید

            یک دنیا حرف ناگفتنی

                    و یک بغل تنهایی و دلتنگی

 

درده دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود

 

قطره کوچکی

         سر سره بازی میکند

                و برگه سفیدم!متاسفانه

 

قطره را به اغوش میکشدعشق تونوشتنی

 

 نیست.در برگه ام

        کناره ان قطره یک قلب

               کوچک می کشم. وقت تمام است

 

                      برگه ها بالا


 

نوشته شده توسط کیمیا در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 9:49 موضوع | لینک ثابت


دوستت دارم

بهت نمی گم دوست دارم، ولی قسم می خورم که دوست دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی، نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم، اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم، اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون من خرابتم، اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم، اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم .

 


 

نوشته شده توسط کیمیا در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 14:46 موضوع | لینک ثابت


متشکرم

براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.

براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.

براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.

براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.

براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.

براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.

براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.

براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.

براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.

براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.

براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"

براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.

براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.

براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.

براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.

براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.

براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.

به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :

لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "
 
هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.

همين الان در فكر تو هستم.

تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري.
 

من هنوز در چشمانت گم شده هستم.

تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.

ولی نمی بخشمت

نمی بخشمت

رفتی و ..... . . .  . . . . .   .   .    .   .   


 

نوشته شده توسط کیمیا در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 14:40 موضوع | لینک ثابت


عشق

عشق از دید گاه آدمهای معمولی مثل خودمون

 
عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفای بی ناموســی زدی ؟!
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدایت کنه

عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم )

عشق از دید رحیم گوشکوب بقال سر کوچه : والا زمان ما عشق
  مشق نبود ننمـون رفت این فاطی اتوماتیک رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه : هوی فاطی شام چی داریم ؟ )
 
عشق از دید ننه بزرگم : نزن ننه این حرفارو ! راستی این دختر
 بتـــــــول خانوم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه !
( جمله عاشقانه : بریم خواستگاری ... )

عشق از دید غلام شوفر : رادیاتور عشق من از برایت جوش آمده ! باور نداری بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزیزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )
 
عشق از دید بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب میشه ؟! حالا بگو ببینم باباش چی کارست؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگیر )
 
عشق از نگاه ننم : وا مگه تو امسال کنکور نداری ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت )


 

نوشته شده توسط کیمیا در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 14:29 موضوع | لینک ثابت


تو

 

تو را گرم در آغوش می کشم

تا در احساسم غوطه ور شوی

و نرمه ی بوسه هایم را پیاپی روی الماس گونه هایت می نشانم

تا مست ..

به عشق بیاندیشی !

تو را گرم در آغوش میکشم

تا باور عاشق تو بودنم در افکارت سبز شود

و پرده های سکوت از میانمان برداشته شود

تو را گرم در آغوش میکشم

تا عشق مهمان قلبهایمان شود

و بودنمان بتابد به لحظه های بی کسی!

و نگاه ..

و نگاه ...

و نگاه های پر اضطرابمان٬

آرام ٬

آرام لحظه های پر تپشمان شود ..!


 

نوشته شده توسط کیمیا در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 15:6 موضوع | لینک ثابت


"""""

نمی دانم
آینه شکست
          یا من؟!
 که خرده هایم هنوز
             با چشمانی
       که انگار پلک هایش قصد آشتی ندارند
                                        به من خیره اند!
دو رو بر
      چرخشی سرخ و بنفش و آبی ...
نمی دانم
زمین می چرخد
           یا من؟!

چشم هایم را ببند
        تا بدانم
        از پس پلک هایم
                  تکان نخواهی خورد!
با من بمان!
         مثل سایه
         مثل تنهایی
         مثل خودت!...
نمی دانم
نمی دانم باغچه تب دارد
                      یا من؟!
که ریشه ام بی قرار
             می پیچد زیر خاک
                           زیر ترس
                              زیر غرور...
خیسم کن!
         تا بدانم
               دوباره سبز خواهم شد...


 

نوشته شده توسط کیمیا در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 15:2 موضوع | لینک ثابت


مرگ

 

 

مرگ
چه لغت بیمناک و شورانگیزی است!

 از شنیدن آن احساسات جانگدازی به انسان دست می‌دهد خنده را از لب می‌زداید شادمانی را از دل می‌برد تیرگی و افسردگی آورده وهزار گونه اندیشه های پریشان از جلوی چشم می گذراند.


 

نوشته شده توسط کیمیا در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 14:59 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting